يحيى دولت آبادى

342

حيات يحيى ( فارسى )

باشم خوب آقايان بفرمائيد ببينم مگر پادشاه رئيس قوه مجريه نيست مگر اعطاى فرماندهى قوا به كسى از وظايف خاص او نميباشد بموجب چه ماده‌ئى از مواد قانون اساسى مجلس ميخواهد در وظيفه رئيس قوه مجريه دخالت كند ؟ و عاليترين درجات نظامى را كه رياست كل قواى مملكت باشد به كسى بدهد بىاطلاع پادشاه مملكت هريك از حاضرين صحبتى ميدارد و دكتر محمد مصدق قانون اساسى را درآورده ماده‌ئى را كه به او استناد شده است ميخواند وليعهد حيرت مىكند كه هيچ متذكر اين ماده نبوده است . خلاصه مذاكرات اين مجلس بيش از يك ساعت طول ميكشد بىآنكه وليعهد از اين مذاكرات نتيجه براى خود گرفته باشد و ضمنا به او حالى مىشود كه اين ارتكاب اقل محذورين است يعنى اگر اين كار نشود سردار سپه بواسطه متزلزل بودن مقام خود براى مخالفت قانون اساسى كردن صريح حاضر شده است وليعهد هم تصور مىكند سردار سپه به اين منصب قناعت خواهد كرد در اينوقت كه ما در دربار هستيم دستجات نمايندگان كار تصويب شدن پيشنهاد دادن رياست قوا را بسردارسپه تمام كرده خبرش را حاضر ميكنند كه فردا در مجلس علنى خوانده و رأى گرفته شود . امشب بايد مجلس مشاورهء خصوصى منعقد شود و بملاحظه كسالت مزاج مشير الدوله اجتماع در خانه او مىشود سردار سپه هم حاضر ميگردد . سردار سپه در اين مجلس خود را قدرى گرفته شاه دستورى بگفته عوام صحبت ميدارد چونكه اطمينان يافته است فردا مقام او ثابت خواهد شد و نگرانيها بر طرف مىشود و به مقصود نزديك ميگردد سردار سپه در اين مجلس راجع بواقعه آن روز و رفتن ما در اثر احضار وليعهد بدربار يك كلمه هم صحبت نميدارد بلكه بمحض نشستن و از صاحبخانه احوالپرسى كردن رو بحاضرين كرده ميگويد انگليسيان چند مطلب از ما ميخواهند كه مدتى طول كشيده است و تكليف تعيين نشده است اخيرا در موضوع مبلغى كه بابت مخارج پليس جنوب مطالبه ميكنند وزير مختار آنها كه از لندن برگشته است آنجا اقدام كرده نصف اين مبلغ را صرفنظر كرده‌اند و اين همراهى است كه شده حالا بايد نصف ديگر را داد و محل پرداخت آن يا از نفت جنوب يا از گمركهاى بنادر